[آخـرین ویـرایش مطلب در شنبه 5 مهر 1393 ساعت 09:45 ب.ظ]
برنامه روزانه
۱. از خواب بیدار میشم
۲ . سوار لامبورگینیم میشم
۳ . میرم سر کار
۴ . عصر با عشقم میرم بیرون
منم همین کارا رو میکنم ولی به این ترتیب :
2
3
4
1


[پـاتوق خـنده]
سه شنبه 8 مهر 1393
نظـرات []
ادامه مطلب

خنده

پاتوق خنده

برنامه روزانه من!

پاتوق برنامه روزانه

پاتوق +18

+18

[آخـرین ویـرایش مطلب در شنبه 5 مهر 1393 ساعت 09:44 ب.ظ]
اینقد دوس داشتم مخاطب خاص بهم خیانت کنه منم عکسای مخاطب خاصمو تو شومینه بسوزونم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اما راستش مخاطب خاص ندارم

عکساشم ندارم :|

بین خودمون بمونه ما اصن شومینه نداریم :|

ولی کلا کاره با کلاسیه هرکی شرایطشو داره انجام بده ناموسن




[پـاتوق خـنده]
دوشنبه 7 مهر 1393
نظـرات []
ادامه مطلب

خیانت

[آخـرین ویـرایش مطلب در شنبه 5 مهر 1393 ساعت 09:44 ب.ظ]
بچه ها میدونستین سیب زمینی سرخ کرده
 که میخوریم چیه؟؟


میدونستین چجوری درست میشه؟؟



برین ادامه مطلب تا بفهمین


[پـاتوق خـنده]
یکشنبه 6 مهر 1393
نظـرات []
ادامه مطلب

سیب زمینی سرخ کرده

[آخـرین ویـرایش مطلب در شنبه 5 مهر 1393 ساعت 09:37 ب.ظ]

بچه ها ﺑﻪ ﺳﺮﻡ ﺯﺩﻩ ﻗﻴﺪ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﻮ ﺑﺰﻧﻢ ﺑﺮﻡ فرانسه ﭘﻴﺶ ﺑﺎﺑﺎﻡ !

.

.

.

.

.

.

.

ﻓﻘﻂ ﺣﻴﻒ ﮐﻪ بابام پیشم ایرانه..!پاتوق خنده


[پـاتوق خـنده]
شنبه 5 مهر 1393
نظـرات []
ادامه مطلب

خنده

پاتوق خنده

:)

پاتوق فرانسه

خنده :)

پاتوق +18

خنده پاتوق

[آخـرین ویـرایش مطلب در شنبه 5 مهر 1393 ساعت 09:38 ب.ظ]
مردی داشت در خیابان حرکت می کرد که ناگهان صدایی از پشت گفت:
 اگر یک قدم دیگه جلو بروی کشته می شوی مرد ایستاد
و در همان لحظه آجری از بالا افتاد جلوی پایش مرد نفس راحتی کشید
 و با تعجب دور و برش را نگاه کرد اما کسی را ندید.
 به هر حال نجات پیدا کرده بود. به راهش ادامه داد.
 به محض اینکه می خواست از خیابان رد بشود باز همان صدا گفت :
 بایست مرد ایستاد و در همان لحظه ماشینی با سرعتی عجیب از کنارش رد شد.
 بازهم نجات پیدا کرده بود. مرد پرسید تو کی هستی
 و صدا جواب داد : من فرشته نگهبان تو هستم .
 مرد فکری کرد و گفت : اون موقعی که من داشتم ازدواج می کردم کدام گوری بودی پس پاتوق خنده


[پـاتوق خـنده]
شنبه 5 مهر 1393
نظـرات []
ادامه مطلب

خنده

پاتوق خنده

فرشته نگهبان

پاتوق فرشته

+18

پاتوق +18

خنده پاتوق

[آخـرین ویـرایش مطلب در شنبه 5 مهر 1393 ساعت 10:14 ب.ظ]

یه عمر دعا میکردم آقا رو ببینم...

فردای شب قدر بود...

انگار دعاهایم بعد از چهل سال مستجاب شده بود...

مردی در خانه را میزد...

از پشت پنجره نگاه کردم...

آره مولایم بود...

نگاهی به در و دیوار خونم کردم...

سریع رفتم تابلو ها و عکس های ناجور رو برداشتم...

وسایل ناجور رو جمع کردم و یه جا قایم کردم...پاتوق خنده

پاتوق خندهای وای سی دی های ناجور رو سریع شکستم و ریختم دور...

دستگاه ماهواره رو هم قایم کردم...

گوشی موبایلم هم خاموش کردم که یه وقت...

یه نگاه دیگه به خونه کردم...
فکر می کردم دیگه خونه آمادس...

رفتم که در رو باز کنم و امام زمان خودم رو ببینم و دعوتشون کنم به خونمون...

در رو که باز کردم دیدم آقا آخرین خونه کوچه رو هم در زده بود و نا امید از کوچه رفت...

آره...
همه مثل من داشتن خونه رو آماده میکردن...
هیچکس آماده دیدار آقا نبود...

و باز آقا مثل همیشه غریب ماند...
و ما دعا میکنیم که آقا بیاید و همه کار می کنیم که نیاید...

پاتوق خنده اللهم عجل لولیک الفرج یعنی گناه نکنیم



[پـاتوق خـنده]
جمعه 4 مهر 1393
نظـرات []
ادامه مطلب

دیدار امام زمان

[آخـرین ویـرایش مطلب در شنبه 5 مهر 1393 ساعت 09:38 ب.ظ]

 مجری: خب... روز اول مدرسه چطور بود؟

 پسرعمه: طبق معمول افتضاح!

کلاه قرمزی: آقای مدیر دو ساعت تموم مارو سر صف نگه داشت

زیر آفتاب شصتاد درجه واسمون سخنرانی کرد!

  مجری: خب چی میگفتن؟

 پسرعمه: چرت و پرت! میگفت درس خوندن شمارو خوشبخت میکنه!

 مجری: خب راست میگن دیگه، فقط با درس خوندن میتونین پولدار شین...

 کلاه قرمزی: اتفاقاٌ پارسال هم گفته بود پول خوشبختی نمیاره!پاتوق خنده

 مجری: خب شما وقتی درس بخونین و یه مدرک

تحصیلی خوب بگیرین ارزشتون پیش بقیه بیشتر میشه ...

 پسرعمه: آخه دو سال پیش هم گفته بود ارزش آدما به مدرک تحصیلیشون نیس!

 مجری: بالاخره مدرک لازمه

▰کلاه قرمزی: جالبه سه سال پیش هم گفته بود شما نباید واس مدرک درس بخونین!پاتوق خنده

[پـاتوق خـنده]
جمعه 4 مهر 1393
نظـرات []
ادامه مطلب

خنده

پاتوق خنده

کلاه قرمزی

آقای مجری

جیگر

استاتوس کلاه قرمزی

جالب

  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • ...
  • کل صفحـات :‌ [64]


  • چه مطالبی رو بیشتر در وب بزاریم؟
    آمار وبلاگـ
    چت کردن!

    خنده

    داستان

    پاتوق