این شعر فوق العاده اس.حتما بخونید:


خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی / بشنود یک نفر از نامزدش دل برده/


مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی/ که به پرونده ی جرم دخترش برخورده /


خسته ام مثل پسر بچه که درجای شلوغ / بین دعوای پدر مادر خود گم شده است /


خسته مثل زن راضی شده به مهر طلاق / که پس از بخت بدش سوژه ی مردم شده است


خسته مثل پدری که پسر معتادش/ غرق در درد خماری شده فریاد زده/


مثل یک پیرزنی که شده سربار عروس/ پسرش پیش زنش بر سر او داد زده


خسته ام مثل زنی حامله که ماه نهم/ دکترش گفته به درد سرطان مشکوک است/


مثل مردی که قسم خورده خیانت نکند/ زنش اما به قسم خوردن آن مشکوک است


خسته مثل پدری گوشه ی آسایشگاه/ که کسی غیر پرستار سراغش نرود/


خسته ام بیشتر از پیر زنی تنها که / عید باشد نوه اش سمت اتاقش نرود


خسته ام کاش کسی حال مرا می فهمید/ غیر از این بغض که در راه گلو سد شده است/


شده ام مثل مریضی که پس از قطع امید/ در پی معجزه ای راهی مشهد شده است...


سیمین بهبهانی