[آخـرین ویـرایش مطلب در پنجشنبه 29 آبان 1393 ساعت 12:54 ق.ظ]




http://rozup.ir/up/aaek/77099386252298648132.gif



خخخخخ


[پـاتوق خـنده]
یکشنبه 2 آذر 1393
نظـرات []
ادامه مطلب

خنده

پاتوق خنده

قهر گربه ای

[آخـرین ویـرایش مطلب در پنجشنبه 29 آبان 1393 ساعت 12:52 ق.ظ]
دمش گرم


http://rozup.ir/up/aaek/42385374925916863983.gif




[پـاتوق خـنده]
شنبه 1 آذر 1393
نظـرات []
ادامه مطلب

خنده

پاتوق خنده

قلیون عکس

[آخـرین ویـرایش مطلب در پنجشنبه 29 آبان 1393 ساعت 12:44 ق.ظ]

ﻋﺮﻭﺱ ﻭ ﺩﺍﻣﺎﺩﯼ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺗﺼﺎﺩﻑ ﻣﯿﮑﻨﻦ ...
ﺩﺍﻣﺎﺩ ﺑﺪﻧﺶ ﺟﺮﺍﺣﺎﺕ ﮐﻤﺘﺮﯼ ﺑﺮ ﻣﯿﺪﺍﺭﻩ ﺍﻣﺎ ﻋﺮﻭﺱ ﺭﻭ ﻣﯿﺒﺮﻥ ﺍﺗﺎﻕ ﻋﻤﻞ ﻭ ﺑﺎﻗﯽ
ﻣﺎﺟﺮﺍ:
.
.
.
.
.
.
.
بقیه در ادامه مطلب






[پـاتوق خـنده]
جمعه 30 آبان 1393
نظـرات []
ادامه مطلب

تصادف

خنده

پاتوق خنده

[آخـرین ویـرایش مطلب در پنجشنبه 29 آبان 1393 ساعت 12:34 ق.ظ]

دیروز ته اتوبوس بدجوری چهره ام گرفته و درهم بود که یه پیرزن خوش لباس و بانشاط رو کرد بهم گفت:

ننه، بگو نی نای نا نای نی نای نای. دیدم میخواد من رو از غصه دربیاره، ازش خوشم اومد.

شروع کردم بشکن زدن و باهاش دم گرفتم: نی نای نا نای نی نای نای.

یهو فضا عوض شد و همه شروع کردند دست زدن.

پیرزنه دست کرد تو کیفش، منم همینطور که قر میدادم، داد زدم:

شاباش شاباش.

یه هو دیدم بجای پول، یه دست دندون مصنوعی درآورد، گذاشت دهنش و گفت:

نره غول نفهم، ده دفعه گفتم بگو نیاوران نیگه دار؛

حالا باید دو تا ایستگاه پیاده برگردم!





[پـاتوق خـنده]
پنجشنبه 29 آبان 1393
نظـرات []
ادامه مطلب

نیاوران نگه دار

خنده

پاتوق خنده

[آخـرین ویـرایش مطلب در پنجشنبه 29 آبان 1393 ساعت 12:32 ق.ظ]
آقا درسته دربی نزدیکه و هرکى به نوعى میخواد از تیم محبوب خودش حمایت کنه،ولی خواهشا بحث و دعوای الکی نکنین.
مث من باشین...
به نظر من جفتشون سوراخن!!!
هم استقلال
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
هم طرفداراش:))





[پـاتوق خـنده]
پنجشنبه 29 آبان 1393
نظـرات []
ادامه مطلب

دربی

پاتوق خنده

[آخـرین ویـرایش مطلب در چهارشنبه 21 آبان 1393 ساعت 10:14 ب.ظ]

از هنگامی ک خداوند مشغول خلق زن بود شیش روز میگذشت. فرشته ای ظاهر شد و گفت: چرا این همه وقت صرف این یکی میفرمایید؟ خداوند پاسخ داد: دستور کار اورا دیده ای؟
باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، ک همگی قابل جایگزینی باشند، باید بتواند با خوردن غذای شب مانده کار کند. دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جای دهد، بوسه ای داشته باشد ک بتواند همه دردهارا، از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته را درمان کند. او میتواند هنگام بیماری خودش را درمان کند، یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند.
فرشته نزدیک شد و به زن دست زد و گفت: اما پروردگارا او را خیلی نرم آفریدی.
خداوند : بله نرم است اما او را سخت هم آفریده ام تصورش را هم نمیتوانی بکنی که او تا چه حد میتواند تحمل کند و زحمت بکشد. آنگاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد و گفت اشک برای چیست؟ خداوند گفت: اشک وسیله ایست برای ابراز شادی، اندوه، درد، ناامیدی،
فرشته متاثر شد و گفت: زن ها قدرتی دارند که مردان را متحیر میکنند.
خداوند گفت: این مخلوق عظیم فقط یک عیب بزرگ دارد
فرشته گفت: چه عیبی؟
خداوند فرمود:
"قدر خودش را نمیداند"



[پـاتوق خـنده]
جمعه 23 آبان 1393
نظـرات []
ادامه مطلب

خنده

پاتوق خنده

داستان

[آخـرین ویـرایش مطلب در یکشنبه 18 آبان 1393 ساعت 08:08 ب.ظ]


[پـاتوق خـنده]
چهارشنبه 21 آبان 1393
نظـرات []
ادامه مطلب

خنده

پاتوق خنده

داستان

  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • ...
  • کل صفحـات :‌ [70]


  • چه مطالبی رو بیشتر در وب بزاریم؟
    آمار وبلاگـ
    چت کردن!

    خنده

    داستان

    پاتوق