تبلیغات
☺ ✖ پاتوق خنده ✖ ☺
[آخـرین ویـرایش مطلب در سه شنبه 13 آبان 1393 ساعت 02:38 ب.ظ]
دانی که چرا مهر جبین خاک حسین است؟
چون قبله ی دل پیکر صد چاک حسین است

دانی که چرا چوب شود قسمت آتش؟
بی حرمتیش بر لب و دندان حسین است

دانی که چرا آب فراتست گل آلود؟
شرمنده ز لعل لب عطشان حسین است

دانی که چرا کعبه ی حق گشته سیه پوش؟
یعنی که خدا هم عزادار حسین است



http://rozup.ir/up/aaek/yahossein.JPG


شهادت امام حسین و 72 تن یاره وفادارشون رو تسلیت میگم


[پـاتوق خـنده]
سه شنبه 13 آبان 1393
نظـرات []
ادامه مطلب

امام حسین

پاتوق خنده

برای ارسال نظر همینجا کلیک کنید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
چهارشنبه 22 شهریور 1396 01:52 ب.ظ
[ What is limb lengthening surgery? ] : Right here is the right blog for anybody who really wants
to understand this topic. You realize so much its almost hard to argue with you (not that
I personally would want to…HaHa). You certainly put a new spin on a topic which has been discussed for decades.
Great stuff, just great!

سه شنبه 22 فروردین 1396 04:36 ب.ظ
[ manicure ] : Hi there friends, how is the whole thing, and what you would like
to say concerning this article, in my view its in fact amazing in favor of me.

دوشنبه 19 آبان 1393 01:58 ق.ظ
[ هرکی ] : عجیب حکایتی است!

عزیزترین ها حسین(ع) و یوسف(ع)

از گودال و چاه به آسمان عزت رسیده اند.خسته نباشی داداش گلم

[ پـاسخ ] : امیرحسین:ممنونم
شنبه 17 آبان 1393 05:53 ب.ظ
[ مبینا ] : خیلی زیبا بود ماریا جان ممنون
شنبه 17 آبان 1393 02:49 ق.ظ
[ ماریا ] : و من...
به تو فکـــــــــــر میکنم...
تویی که در یکــ روز هفتاد و دوبار ابراهیم شدی...
ابراهیمی که نه خنجرش کند شد...
نه باز لبخند بر لب هاجرش نقش بست...
و نه  اسماعیلش دیگر از قربانگاه باز گشت...
لیلایش به اشک نشست و  علی اکبرش به خون...
ابراهیمی که اسماعیلش را قربانی کردند...
با خنجر
اما نه با یک خنجر...
نه با یک نیزه 
نه با یک سنگ...
نه با....
با هرچه که بود و نبود...
ابراهیمی که چشم اسماعیلش را بستند
نه با پارچه... با خون
بستند...
نه برای اینکه دل پدر نلرزد...
بستند تا او نبیند و....پدرش به تماشا بنشیند...
و او را  به قربانگاه کشیدند....
و بریدند...
نمیگویم حنجر را...
مفعولی در کار نیست...
که این "بریدن" ...به اندازه ی تفسیر اربا اربا...مفعول دارد ...
و...
و من...به تو فکر میکنم...که حالا...در کربلا... خوب تر
از خوب میدانی...
قرار اســــتــــــــ تاریخ تکرار شود

و ابراهیم تکرار شود...و اسماعیل...
و آب........قبل از قربانی و آه.....
وقتی که گفت:
واعطشا
راستی...
تو چقـــــــــدر ابراهیم تری . . .
یا حسین (ع)

شنبه 17 آبان 1393 02:27 ق.ظ
[ ماریا ] : تا به حال از خودت پرسیده ای؟
چه کسی حسین را کشت؟
شمر و عمر سعد و زیاد را نمی گویم
عناوین را رها کن!
اسم ها دامی است تا ما را در گذشته نگه دارند!!!
چند لحظه تعارفات را کنار بگذاریم
و با خودمان صادق باشیم!


مگر از حسینیه های کوفه برای اباعبدالله نامه ننوشتن؟
همه مساجد شهر نامه دادند!
حتی بچه های مسجد کوفه...
مگر عاشقان اهل بیت، محبان حسین،
محبان علی دست به قلم نشدند؟

پس 18 هزار نامه از کجا بود؟
مگر دست خط هیئت امنای مساجد کوفه از تاریخ پاک می شود؟
مگر پایگاههای بسیج کوفه در قتل حسین شرکت نکردند؟

مگر فرماندهان سپاه اسلام، بازماندگان عملیاتهای صدر اسلام و جانبازان صفین قاتلین حسین نشدند؟

مگر یاران خط رسول الله به تشخیص مصلحت در قتل پسر رسول الله سکوت نکردند؟
مگر کارگزاران نظام علوی حکم قتلش را امضا نکردند؟
مگر........

باید از عمق حسینی شویم!
آنانکه در سطح حسینی شدند
و در سطح ماندند
نامشان کوفی شد!
همانان که دعوت کردند و کشتند
غارت کردند و گریستند

کوفه یک شهر نیست
یک مکتب است
مکتبی پر از عناوین زیبا
پر از شعارهای انقلابی
اما....

چه کسی حسین را کشت؟
شمر و عمر سعد و پسر زیاد را نمی گویم

شاید این جواب معمای غیبت را حل کند
شاید!!!

پنجشنبه 15 آبان 1393 11:03 ب.ظ
[ سپید ] : این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست این چه شمعیست که جانها همه پروانه اوست
چهارشنبه 14 آبان 1393 07:47 ب.ظ
چهارشنبه 14 آبان 1393 12:09 ب.ظ
[ مبینا ] : خدایا مارا یاری نما تا شیوه ی زندگیمان را امام حسین گونه قرار دهیم
سه شنبه 13 آبان 1393 02:04 ب.ظ
[ helen ] : ماه خونین محرم را به شما تسلیت عرض می کنم


چه مطالبی رو بیشتر در وب بزاریم؟
آمار وبلاگـ
چت کردن!

خنده

داستان

پاتوق