تبلیغات
☺ ✖ پاتوق خنده ✖ ☺
[آخـرین ویـرایش مطلب در پنجشنبه 29 آبان 1393 ساعت 12:34 ق.ظ]

دیروز ته اتوبوس بدجوری چهره ام گرفته و درهم بود که یه پیرزن خوش لباس و بانشاط رو کرد بهم گفت:

ننه، بگو نی نای نا نای نی نای نای. دیدم میخواد من رو از غصه دربیاره، ازش خوشم اومد.

شروع کردم بشکن زدن و باهاش دم گرفتم: نی نای نا نای نی نای نای.

یهو فضا عوض شد و همه شروع کردند دست زدن.

پیرزنه دست کرد تو کیفش، منم همینطور که قر میدادم، داد زدم:

شاباش شاباش.

یه هو دیدم بجای پول، یه دست دندون مصنوعی درآورد، گذاشت دهنش و گفت:

نره غول نفهم، ده دفعه گفتم بگو نیاوران نیگه دار؛

حالا باید دو تا ایستگاه پیاده برگردم!





[پـاتوق خـنده]
پنجشنبه 29 آبان 1393
نظـرات []
ادامه مطلب

نیاوران نگه دار

خنده

پاتوق خنده

برای ارسال نظر همینجا کلیک کنید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
سه شنبه 22 فروردین 1396 04:14 ب.ظ
[ manicure ] : Thanks for every other informative web site. Where else could I am getting that type
of info written in such an ideal manner? I've
a challenge that I'm simply now running on, and I have been at the glance out for such info.

یکشنبه 21 تیر 1394 12:17 ق.ظ
[ Mina ] : سلام من تازه اومدم اینجا خیلی باحالین ممنون...
[ پـاسخ ] : امیرحسین: سلام خوش اومدین
ما خیلی باحالیممممم
دوشنبه 15 دی 1393 11:20 ب.ظ
[ ] : حامد:خیلی جالب بود
شنبه 1 آذر 1393 04:11 ب.ظ
[ سارا ] : جالب بود. ممنون
جمعه 30 آبان 1393 04:24 ب.ظ
پنجشنبه 29 آبان 1393 03:56 ب.ظ
پنجشنبه 29 آبان 1393 11:21 ق.ظ
[ مبینا ] : پایینیه من بودم اسممو یادم رفت بنویسمممنون
پنجشنبه 29 آبان 1393 11:19 ق.ظ


چه مطالبی رو بیشتر در وب بزاریم؟
آمار وبلاگـ
چت کردن!

خنده

داستان

پاتوق